- بدبخت ملتي كه قهرمان ندارد.
- بدبخت ملتي كه به قهرمان نياز دارد.
" گاليله – برتولت برشت "
با اجازه:
- اعتراف مي كنم كه كره زمين گرد نيست.
" تكمله: اعتراف مي كنم كه كره زمين از هيچ ابتدايي ابدأ گرد نبوده بلكه برخي نااهلان با چشم ريز بين و مادي نگر خود گفتند كه گرد شده و اكنون ، دوباره ، پس از برداشتن آن عينك كج بينانه قرنها- نه فقط از فراز برج كج پيزا در نزديكي واتيكان كه در اقصي نقاط جهان مشخص شده كه گرد نيست. يعني هرگز و اساسأ گرد نبوده است و اين جز خيالي باطل بيش نبوده كه طي چند قرن بشريت را اسير توهمات خام به ظاهر علمي نموده است."
- اعتراف مي كنم كه خورشيد به دور كره زمين مي چرخد.
" تكمله: اعتراف مي كنم كه از آغاز خورشيد به دور كره زمين و احسن الخالقين خدا مي چرخيده است اما مدت زماني آدميان به دليل از خودبيخودي و فراموشي ذات الهي خود ، مقهور نور شيطاني خورشيد گشته و تصور كردند كه آنها به دور خورشيد مي گردند. اما اكنون خوشبختانه - از وراي قرنها پوشيده در خس و خاشاك غارها، با اثبات دوباره حقانيت بالا بلند و ستبر اين وارث بابا آدم در همه نقاط و زواياي تاريك و روشن نقاط تاريكي از كره ارض – بر جميع اناث و ذكور مشخص گرديد كه نه تنها خورشيد عالمتاب بلكه تمامي عالم، با تاب و بي تاب، بايد به دور اين منبع جوشان و غليان لايزال فيض بگردد."
- اعتراف مي كنم كه در مراسم خاكسپاري بابا آدم و ننه حوا - با تمامي ارث و ميراث آدميتشان - حضور داشته و دربرگزاري نماز ميتشان به بزرگان اقتدا نموده و فاتحه نيز خوانده ام و پس از مراسم ديگر همه چيز را تمام شده دانسته و اعتراف مي كنم كه از اول هيچ خبري نبوده كه نبوده – فاتحه مع الصلوات!
" تكمله: اعتراف مي كنم كه اصلأ موجودي به نام ميمون وجود نداشته و ندارد و اين توهمات وحشيانه و جنگلي به جهت توهين به قداست انسان و ذات بلند مرتبه الهي او، توسط يك مرتد نابكار... در اذهان گناهكاران بالفطره اي چون ما ايجاد گرديده تا ازاين طريق آتش سوزان جهنم را همواره روشن نگاهذاشته و به شيطان رجيم ياري رسانيم. خدا ما را ببخشايد.
از سويي شايد بد نباشد اعتراف كنم كه موجودي به نام انسان نيز، به تعبير من، وجود ندارد وآن چيز ديگري است كه من اصلأ نمي شناخته ام و از همين رو من تازه دريافته ام كه هنوز نمي دانم كه چه كسي هستم و فقط مي دانم كه با اعتراف به گناهانم تنها خودم را مي توانم بشناسم و هر چه گناهانم بيشتر و بار آنها سنگين تر باشد بهتر خود را مي شناسم.
مهم اين است كه من اعتراف مي كنم ، پس هستم."
.
.
.
.
در پايان- اعتراف مي كنم كه مهم اعتراف كردن من است و نه اين كه به چه اعتراف مي كنم.
" تكمله: مهم اين است كه من آفريده شده ام يراي اين كه اعتراف كنم تا از غرور و نخوت بنده نافرماني كه با تصور نادرست انسان بودن از جاده رستگاري به دور شده ، رهايي يابم ، به برتري خدايگان ايمان آورم و به يمن اين بارقه الهي گناهانم بخشيده شده و نجات يابم.
از همين روست كه ايمان مي آورم به اعتراف ، اعتراف گيرنده و قداست ذات اعتراف.
مهم اعتراف من به ذات قدسي اعتراف است كه مرا از درون شيطاني من مي رهاند تا شايد دوباره بازسازي شده و همچون ديگران ، همچون همگان ،عاشقانه و عابدانه به او ايمان آورم.
آمين!
+ نوشته شده توسط همسايه در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت
9:25 |